کد خبر: DT-52200
تعداد بازدید: 66بازدید
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۵
فعال سیاسی:
آمریکا ادعا می کند که مهد دمکراسی ست و فرانسیس فوکویاما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی لیبرال دمکراسی را پایان تاریخ دانست که بعد از آن انگاره ای سیاسی جهت اداره حکومت ها پدید نخواهد آمد .

انتخاب غیر منتظره دونالد ترامپ دنیا را در بهت و حیرت فرو برده و تحلیلگران سیاسی در این خصوص نظریات متفاوتی ابراز می دارند .

فارغ از هیاهوی مرسوم سیاسی انتخاب این میلیاردر نیویورکی حاوی نکات جالب و بعضا درس آموزی بود که توجه بدان ها در رشد سطح آگاهی سیاسی جامعه ما می تواند موثر باشد .
همچنین این انتخاب تاثیرات مهمی بر فضای داخلی و خارجی خواهد داشت که فهم بهتر آن می تواند در جهت گیری های آتی به سیاستمداران کمک نماید.

۱- آمریکا ادعا می کند که مهد دمکراسی ست و فرانسیس فوکویاما پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی لیبرال دمکراسی را پایان تاریخ دانست که بعد از آن انگاره ای سیاسی جهت اداره حکومت ها پدید نخواهد آمد .

از تعریف لیبرالیسم که بگذریم دمکراسی در تعاریف علوم سیاسی به حکومت اکثریت بر اقلیت اطلاق می شود . از قرن بیستم به بعد خصوصا پس از ظهور و بروز فاشیسم ، نازیسم و کمونیسم متفکران علوم سیاسی خطر دیکتاتوری اکثریت بر اقلیت را به مراتب بدتر از دیکتاتوری فردی تلقی کرده و در تعریف جدید دمکراسی عنوان نمودند دمکراسی حکومت اکثریت بر اقلیت است با حفظ حقوق اقلیت.

با این حال در انتخابات اخیر آمریکا اثبات گشت که حتی دمکراسی کنونی آمریکا نه با تعریف جدید دمکراسی بلکه با کلاسیک آن نیز همخوانی ندارد چرا که  هیلاری کلینتون ۱۵۰ هزار رای مردمی بیشتر از ترامپ اخذ نمود اما پیروزی از آن ترامپ شد و اقلیت رای دهندگان به ترامپ پیروز گشتند.
در واقع باید گفت سیستم آرای الکترال که در آمریکای مدعی دمکراسی اعمال می شود کاملا مغایر با اصول اولیه دمکراسی به عنوان هر فرد یک رای بوده و انتخابات کنونی نیز موید این نکته بود .

۲- بر خلاف پدران لیبرالیسم یعنی امثال جان لاک  که آموزهدهای اخلاقی را تجویز می نمایند انتخابات اخیر آمریکا نشان داد که لیبرال دمکرات های کنونی بر خلاف توصیه های اسلاف خویش اخلاق را کاملا از سیاست جدا نموده و دخالت نمی دهند . نمونه بارز آن رفتارهای منتخب کنونی ملت آمریکاست که در رقابت انتخاباتی انواع و اقسام روش های غیر اخلاقی را برای تخریب رقیبش به کار گرفت و رقیب وی نیز از شیوه های مشابهی برای پیروزی بهره جست .

۳- صادقانه باید گفت آمریکا تصادفا آمریکا نشده و اگرچه در زمینه های مختلف انتقادهای بسیاری بر سیاست مدارانش وارد است اما نکات مثبت درس آموزش را نیز نباید نادیده گرفت.

از جمله این رفتارهای جالب توجه پایان یافتن خصومت ها و رقابت ها بعد از اعلام قطعی شدن ریاست جمهوری ترامپ بود که کلینتون بلافاصله بلوغ سیاسی خویش را به نمایش گذارد و با پذیرفتن نتیجه انتخابات برای رقیبش که شاید در دوران انتخابات زخم زبان های زیادی از او شنیده بود آرزوی موفقیت نمود آمادگی خود را برای کمک به وی برای پیشبرد اهداف ملی اعلام کرد.
هیلاری نشان داد وقتی پای منافع ملی در میان باشد هیچ چیز نمی تواند توجیه گر رفتارهای غیرقانونی و خلاف قانون نامزدهای انتخابات باشد.

ای کاش برخی کاندیداهای انتخابات سال ۸۸ نیز به اندازه این زن درک صحیحی از منافع ملی و لزوم وحدت عمومی داشتند.

۴-انتخابات اخیر آمریکا به وضوح جامع نبودن دمکراسی جهت انتخاب حاکمان شایسته و ناکارآمدی آن را در پیشبرد منافع ملی کشورها به اثبات رسانید چرا که اکثریت قریب به اتفاق نخبگان سیاسی آمریکا ترامپ را شایسته ریاست جمهوری ندانسته و با وی به شدت مخالف بودند حتی جمهوری خواهان برجسته همچون دیگ چنی و خانواده سرشناس بوش او را فاقد شاخصه های لازم جهت تصدی سمت ریاست جمهوری می دانستند مضاف بر اینها دونالد ترامپ یک روز نیز سابقه سیاسی نداشته و صرفا تاجری موفق بوده اما همین فرد بی تجربه سیاسی حاکم آمریکا می شود چرا که عوام الناس بازیگر اصلی این صحنه بودند .

وقتی بنا شد عوام غیر متخصص تصمیم گیرنده باشند و گاردریل حقوقی مشخص برای هدایت افکار آنها وجود نداشته باشد مسلما طرح شعارهای جذاب و شاید نشدنی و انتقاد از وضع موجود احساست آنها را برخواهد انگیخت .

افلاطون ۳ دلیل بر رد دمکراسی می آورد اول این که انتخاب کنندگان نخبه و متخصص نیستند و صلاح جامعه را نمی دانند دوم انتخاب شوندگان نیز لزوما نخبه نیستند سوم انتخاب شدگان جهت به دست آوردن دوباره رای مردم رفتارهایی بروز می دهند که مطلوب مردم باشد نه به صلاحشان
انتخابات اخیر نیز نشانه روشنی بر رفض و رد جامعیت روش دمکراسی برای به سعادت رساندن بشر بود.

۵- ترامپ چهره واقعی آمریکا بدون روتوش است و روی کار آمدن وی در دنیا جریان های غرب ستیز و ضد آمریکا را خوشحال نمود چرا که اوباما با سیاست های هوشمندانه و مزورانه اش تصویری را که بوش در اذهان جهانیان از آمریکا ترسیم نموده بود را تا حدود زیادی بهبود بخشید.
گزافه نیست اگر بگوییم بیش از آن که دمکرات های کلینتونی از انتخابات اخیر آمریکا سرخورده باشند طرفداران بهبود رابطه با آمریکا در ایران ناراحتند.

بوق های تبلیغاتی آنها که آمال و آرزوهای خود راقبل از اتمام رای گیری در قالب تیتر اصلی روی پیشخوان روزنامه فروشی ها فرستادند غافل از این که تصمیم یانکی ها چیز دیگری بود.

۶-  بدون تعارف باید گفت پیروزی ترامپ انتخاب مجدد حسن روحانی را با چالشی جدی مواجه نموده است.
روحانی که از ابتدای دولتش به دنبال بهبود رابطه با دنیا  ( بخوانید غرب و آمریکا)  بود و تمام تخم مرغ هایش را در سبد برجام چید اکنون با دست و پایی لرزان منتظر تصمیم حاکم کاخ سفید در خصوص برجام است.
شیخ دیپلمات که چندی پیش مردم را به صبر دعوت نمود تا اثرات برجام را به تدریج دز زندگی حس کنند خوب می داند که روی کار آمدن مجدد محافظه کاران آمریکایی چه تاثیری بر برجام و تحریم ها خواهد نهاد.
گرچه دمکرات ها نیز به رغم داشتن مواضع به ظاهر معتدل از اجرای تعهدات آمریکا در برجام سر باز می زدند اما ترامپ همین لبخند ظاهری اوباما و تیمش را نیز بر لب ندارد و  دست چدنی اش عریان از روکش مخملین است.
پرواضح است روحانی که قصد داشت با کارت برجام در انتخابات ۲۹ اردیبهشت بازی کند باید دنبال جایگزینی مناسب باشد هر چند که خیلی دیر شده است.

۷- جریان های منتقد نگاه به غرب از روی کار آمدن ترامپ خوشحالند چرا که اولا وی را نسبت به کلینتون دشمن ناهوشمندتری می دانند ثانیا ترامپ از نسل سیاستمداران تربیت شده در نظام سیاسی ایالات متحده نیست ثالثا تمام ادعاهای آنها در خصوص بی فایده بودن لبخند به غرب و چشم امید داشتن بدان با روی کار آمدن میلیاردر نیویورکی اثبات می شود رابعا ضعف های حقوقی متعدد مورد ادعای آناندر خصوص  برجام با آمدن جمهوری خواهان که علاوه بر قوه مجریه کنگره و سنا را نیز یکدست در اختیار دارند عملا خود را نشان می دهد خامسا ترامپ روسیه کنونی را که سطح روابطش با ایران راهبردی ست به چشم یک رقیب قابل احترام می نگرد تا دشمن درجه اول  و مواضعش در قبال تحولات سوریه تا حدودی منطبق بر خواست حاکمیت ایران است سادسا اجماعی که در زمان اوباما میان اروپا و ایالات متحده وجود داشت شکاف عظیمی خواهد برداشت سابعا ترامپ موضع مثبتی در قبال حکومت سعودی این رقیب سنتی و اصلی ایران در منطقه ندارد و بعید است اجازه مانور بیشتری را به این رژیم بدهد ثامنا شعار مرگ بر آمریکا که آنها جرثومه فساد می دانندش بار دیگر پرمعنا خواهد شد و دیگر کسی نمی تواند آن را زیر سوال ببرد تاسعا ترامپ سنت شکنی کرده و برخلاف اسلاف خویش بدون اتکای مالی به لابی صهیونیستی ایپک پیروز گشت و در واقع مهره آنها نخواهد شد.

۸_  محتمل است بازار سکه و ارز بار دیگر دستخوش تلاطم گردد چرا که بازار خواهان ثبات است و ترامپ برهم زننده آن . پس بعید نیست بار دیگر شاهد دلار ۴۰۰۰ تومانی باشیم و به نظر می رسد این وضعیت حداقل تا میان مدت ادامه خواهد داشت و دولت کنونی برای آن باید فکری کند.

۹- نتیجه غیر منتظره اخیر بار دیگر مهر تاییدی بود بر هوشمندی و فراست رهبر جمهوری اسلامی . در حالی که تا چند ساعت قبل از رای گیری قاطبه تحلیلگران و استراتژیست های دنیا از پیروزی آسان کلینتون سخن می گفتند نتیجه کاملا عکس نظر آنان رقم خورد.

شاید وقتی یک هفته قبل از برگزاری انتخابات رهبر جمهوری اسلامی از مقبولیت گفتمان ترامپ نزد ملت آمریکا سخن راند استراتژیست های ساکن آمریکا نیز آن را مضحک می پنداشتند اما گذشت زمان عمق دید و غنای فکر و دقت نظر رهبر ایران را به مانند همیشه به جهانیان نشان داد.

۱۰- دمکرات ها عمدتا با اهرم های حقوق بشری و دمکراسی خواهی اهداف خویش را پیش می برند اما جمهوری خواهان بر مسائل امنیتی ، ژیوپلتیک و مبارزه با تروریسم تاکید می ورزند .

پس باید منتظر ادعاهای جدید دستگاههای مختلف ایالات متحده در خصوص حمایت ایران از تروریسم و وضع تحریم هایی با این گونه بهانه ها در کنگره آمریکا بود و ترامپ نیز بدون مسامحه این مصوبات را توشیح خواهد کرد.

علیرضا تقوی نیا

برچسب ها:

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.


dalirantangestan93@gmail.com


نام:
ایمیل:
* نظر :

پربازدید ها
پربحث ترین عناوین