شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵- 2016 December 3
کد خبر: DT-21228
تعداد بازدید: 333بازدید
تاریخ انتشار: ۲۷ خرداد ۱۳۹۴
ننگ بر تو با کدامین منطق و با چه شقاوتی دستان یک انسان را می بندی و زیر خروارها خاک نهانش می کنی؟کدام مکتب به تو این اجازه را می دهد؟کدام شریعت؟کدام جهان بینی...

۲۷اردیبهشت ۹۴ بود که خبری کوتاه فضای کشور را چنان تحت تاثیر خود قرار داد که تمامی جریانات سیاسی و فرهنگی و حتی مردم کوچه و بازار را به ناگاه به واکنش واداشت.

خبر کوتاه بود:  فرمانده کمیته جستجوی مفقودین ستادکل نیروهای مسلح  خبر داد: ۱۷۵ تن از شهدایی که وارد کشور شدند متعلق به غواصان عملیات کربلای ۴ است که با دستان بسته به شهادت رسیدند و زنده به گور شدند.

همین دو سطر کوتاه کافی بود تا موجی از همدری  را در سطح جامعه و بخصوص شبکه های مجازی برانگیزد و پوسترهای این ۱۷۵ غواص شهید دست به دست و به صورت گسترده میان کاربران شبکه های اجتماعی رد و بدل شود.

هر کدام از شخصیت های سیاسی و فرهنگی در صفحات شخصی و دیگر تریبون ها به نوعی نسبت به ابهت این خبر قد خم کردند و کسی نبود که بزرگی این صحنه را درک نکند.

۵ دی ۱۳۶۵ عملیات کربلای ۴ به فرماندهی سپاه  با رمز محمد رسول الله  در محور ابوالخصیب به صورت گسترده آغاز شد.

این عملیات قرار بود با استفاده از تاریکی شب بصورت ناگهانی انجام گردد .عملیات کربلای ۴ با هدف تصرف ابوالخصیب و محاصره نیروهای مستقر در شبه جزیره فاو و تهدید بصره از جنوب؛ با رمز «یا محمد(صلی الله علیه و آله)» انجام شد. با پیروزی در این عملیات شبه جزیره فاو کاملا آزاد شده و موقعیت ایران در خلیج فارس بیش از پیش تقویت می‌شد.

خدا می داند سربازان مصمم ایرانی چه اراده ای برای آزادسازی سازی فاو و سربلندی مام وطن داشته اند و غواصان شط چگونه دلیرانه تمامی خطرها را به جان خریده بودند ولی نیرویی که نمی توانست رو در روی سربازان پارسی مقاومت کند اینبار از پشت خنجر زد و با لو رفتن عملیات غواصان دلیر را غافلگیر کرد.

در آن شب سرد و تاریک  دی ماه و میان نیزارهای شط چه گذشت بر یلان ایرانی؟چند مادر در همان لحظه برای همیشه از دیدن چهره دلبندش محروم شد و کمر چند پدر شکست؟

کدام مادری می تواند تصور کند میوه ی زندگی اش، رستم دستانش، قهرمان  قصه هایش ،سرباز وطنش دست بسته زنده به گور گشته؟

مادر است و امید…مادر است و انتظار…انتظار هر که را از پای درآورد مادر را نمی تواند… و او روزها و شب ها با امید وصال فرزند طی می کند…برایش عروسی می گیرد…نوه هایش را در آغوش می گیرد و صبح ها نان داغ برایش می پزد…

پدرش صبورتر نشان می دهد…بی تابیش کمتر است ولی کسی چه می داند این پیرمرد دلشکسته برای چندمین بار دور از چشمان مادر نیزارها را جستجو کرده به امید ردی از جگرگوشه اش…و شب خسته و ناامید برگشته به خانه ای که در و دیوارش بوی گمشده اش را می دهد…

بانوی صبور مقاوم باش :یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم خور

یوسف برگشت اما با دستانی بسته!

مادر حتما نوزادی را به یاد می آورد که بند قنداقش را محکم گره نمی زد مبادا دستان ظریف کوکش کبود شود و نوزاد بازیگوش سریع گره را باز می کرد و مادر با لبخند دوباره گره می زد….

ننگ بر تو با کدامین منطق و با  چه شقاوتی دستان یک انسان را می بندی و زیر خروارها خاک نهانش می کنی؟کدام مکتب به تو این اجازه را می دهد؟کدام شریعت؟کدام جهان بینی…

شرفت را به چند فروختی؟انسانیتت را؟تو که از پشت رسیده بودی؛ هواپیماها و هلیکوپترهای مسلح داشتی میکشتی و جنازه ها را در شط رها می کردی موج ها حتما جنازه را به مادر تحویل می دادند.و یا جستجوهای پدر درون نیزارها بی نتیجه نمی ماند.

بانوی صبور آرام بگیر…سرباز سرافرازت امشب در خاک وطن آرام گرفت اما دل ما بی قرار است…شرمنده ایم بانو

رسالتمان را فراموش کرده ایم؛خدا کند آمار و ارقام اختلاس ها،خودکشی ها،طلاق ها،اعتیاد،بیکاری،روسپیگری و … به گوشت نخورده باشد!
منبع:سوک
برچسب ها:

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.


dalirantangestan93@gmail.com


انتشار یافته: 2 دیدگاه
در انتظار بررسی: 0
من
|
Iran, Islamic Republic of
|
۳۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۱۲:۲۴ ق.ظ
ای خدا لعنتشون کنه ذلیل بشن الهی دلم واقعا گرفت خیلی گناه داشتن ایشالله خدا سزای همشون بده .امین
فاطمه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۳۱ خرداد ۱۳۹۴ در ۱:۲۲ ب.ظ
امیدوارم که همه ما اداره دهنده راه شهدا باشیم
نام:
ایمیل:
* نظر :

پربازدید ها
پربحث ترین عناوین