کد خبر: DT-54240
تعداد بازدید: 52بازدید
تاریخ انتشار: ۹ دی ۱۳۹۵
تلاش برخی از سیاسیون و خواص برای کمرنگ کردن فتنه که متاسفانه گاهی از تریبون های رسمی نیز بیان می گردد مثل آن است که غائله ی منافقین در اوایل انقلاب، فتنه بنی صدر، بحران و فاجعه آفرینی های منافقین، ماجرای شیخ منتظری و فتنه 77 از تاریخ انقلاب حذف شود

آنچه طی فتنه ۸۸ بر ملت و انقلاب رفت باید زنده بماند، با همه زوایایش. بی تعارف باید گفت هر تلاشی از سوی هر کسی و هر زمانی و هر مکانی و در هر لباس و موقعیت و جایگاهی برای زدودن آن واقعه و البته روز نهم دی ماه از اذهان مردم، حرکتی مردود و نابخردانه است.

تلاش برای کمرنگ کردن مساله فتنه، در واقع کمرنگ کردن جمهوریت و اسلامیت نظام جمهوری اسلامی است. تلاش برخی از سیاسیون و خواص برای کمرنگ کردن فتنه که متاسفانه گاهی از تریبون های رسمی نیز بیان می گردد مثل آن است که غائله ی منافقین در اوایل انقلاب، فتنه بنی صدر، بحران و فاجعه آفرینی های منافقین، ماجرای شیخ منتظری و فتنه ۷۷ از تاریخ انقلاب حذف شود! گوئی انقلاب ما بدون هیچ زحمت و بحران و خطری به نسل سوم رسیده است و هیچ خطری هم در کمینش نخواهد بود پس آسوده باشید و آسوده بخوابید!

خیر، نه تنها فتنه نباید کمرنگ شود بلکه باید سال به سال ابعاد آن بازتر و تحقیق و پژوهش پیرامون آن گسترده تر و عمیق تر گردد. در یادداشت حاضر، خطبه تاریخی رهبر معظم انقلاب که در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ یعنی سه روز پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایراد شد، مورد کنکاش و بررسی قرار خواهد گرفت.

آغاز ماجرا

به هر تقدیر انتخابات در روز جمعه ۲۲ خرداد ماه ۱۳۸۸ برگزار شد، شمارش آراء پایان نیافته بود که میرحسین موسوی با برگزاری یک کنفرانس مفصل خبری، خود را پیروز میدان دانست. نتیجه ی اعلامی از سوی وزارت کشور اما آن چیزی نبود که کاندیدای مغلوب اعلام کرده بود و این یعنی آغاز مخالفت ها. ۲۳ تیر ماه اعتراضات رسانه ای آغاز شد، اعتراضاتی که کم کم شکل اغتشاش خیابانی به خود گرفت، ۲۴ تیر ماه میرحسین موسوی به بیت رهبر انقلاب رفت و گفته می شود با نصایح معظم له، قانع شده بود اما امان از “حلقه دوستان جاهل”.

همسر میرحسین موسوی و حلقه مشاوران وی با شانتاژ ها و تحلیل های غلط موجب شدند کاندیدای مغلوب که برای پیگیری امور از مجاری قانونی مجاب شده بود، در راهپیمائی روز ۲۵ خرداد ماه حضور یابد و بیانیه ای را در حمایت از این حضور منتشر نماید. ۲۵ خرداد ماه جلسه ی معروف نمایندگان کاندیداها و اعضای شورای نگهبان با رهبر معظم انقلاب برگزار شد، جلسه ای که گمان می رفت رویکرد خیابان محور کاندیداهای ناراضی را تغییر دهد و آنها را به مجاری قانونی رهنمون کند، اما روز به روز بر ابعاد آشوبهای خیابانی که حالا با آتش و خون همراه شده بود افزوده شد و کار به حظور مستقیم و بیانات صریح رهبر انقلاب کشیده شد، یعنی خطبه ی تاریخی ۲۹ خرداد.

۱- خطبه اول

۱-۱- لزوم آرامش قلبی

اگر چه رهبر انقلاب در خطبه دوم، مطالب را آشکارا عنوان فرمودند و آنچه شرط بلاغ بود را بر کاندیداهای معترض بیان داشتند اما حتی اگر آنها فقط خطبه اول را با گوش جان می شنیدند و کمی به مسیر مشقت باری که انقلاب از سرگذرانده بود می اندیشیدند، ملت و کشور و نظام و انقلاب به مصائبی که از خرداد تا دی ماه ۱۳۸۸ گرفتار آن شد، دچار نمی شد.

خطبه با آیه چهارم از سوره فتح آغاز شد؛ هو الّذی انزل السّکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم؛ یعنی اوست آنکه آرامش و قوت قلب را بر دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمان خود بیافزایند. این یعنی اهتمام ویژه رهبر انقلاب به ایجاد آرامش قلبی، آرامشی که موجب افزوده شدن ایمان می گردید.

رهبر انقلاب سپس در ادامه بیانات خود همین آیه را تفسیر نموده و بیان فرمودند؛ « برای یک مجموعه مسلمان و مؤمن مهم است که به خدا حسن ظن داشته باشد، بداند که خدا کمک‏کار اوست، بداند که خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتی دلها قرص شد، گامها هم محکم میشود؛ وقتی گامها استوار شد، راه به‏آسانی طی میشود، به هدف نزدیک می
شود».

رهبر معظم انقلاب بصورت آشکار و واضح بر لزوم حفظ آرامش و طمانینه اذعان فرمودند، ایشان در ادامه تفسیر آیه چهارم سوره فتح می فرمایند: «امروز جامعه انقلابی ما، مردم مؤمن ما، نیاز به این دارند که این آرامش را، این سکینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به وجود بیاورند. الا بذکر اللَّه تطمئن القلوب». این در حالی بود که آشوبها هنوز گسترده نشده بود و بر جان و مال و آبروی مردم خسارتی وارد نیامده بود و سران این فتنه اگر تنها به همین چند بند مشفقانه گوش فرا می دادند جلو بسیاری از خسارتهای بعدی گرفته می شد.

۱-۲- مغرور نشویم

رهبر معظم انقلاب در ادامه به لزوم پرهیز از غرور می پردازند؛ «مشمول تفضلات الهی شدن یک مسئله است، حفظ تفضلات و رحمت الهی یک مسئله دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتی دست کمک پروردگار را که می‏بینیم، بگوئیم ما که مورد توجه پروردگار هستیم و از وظائفمان غفلت کنیم؛ مبادا یاد خدا از دلها برود».

ای کاش سران فتنه۸۸ که البته آن موقع نه فتنه ای برپاشده بود و نه این افرادی که حالا سران فتنه شان می خوانیم سر به طغیان بی بازگشت برداشته بودند می فهمیدند و می دانستند که توجه رهبر انقلاب به «پرهیز از غرور و سرمستی از سابقه ی بندگی»، می تواند به سابقه ی انقلابی این دوکاندیدا و لزوم پرهیز از غرور بخاطر همین سوابق اشاره داشته باشد.

۱-۳- مبادا به راه خطا برویم

«مبادا هیجانهای سیاسی ما را از خدا غافل کند؛ مبادا بگومگوهای گوناگونی که در یک کشور پیش می‏آید، که در میان یک ملت آزاد یک امر طبیعی است، ما را غافل کند، ندانیم به کجا میخواهیم برویم، ندانیم چه جور میخواهیم برویم». این بیانات را رهبر معظم انقلاب در خطبه دوم نفرمودند، بلکه در خطبه اول که ماهیت دینی دارد فرمودند. گوئی معظم له می دانستند با این رویه ای که کاندیداهای معترض در پیش گرفته اند سرانجام ناخوشآیندی در پی دارد، تا ۲۹ خرداد ماه که رهبر انقلاب خطبه نماز جمعه را بیان فرمودند میر حسین موسوی تنها ۵ بیانیه صادر کرده بود، نصایح رهبر انقلاب بر وی کارساز نشد و ۱۲ بیانیه و ۲ پیام دیگر تا قبل از حصرخانگی صادر نمود و طرفدارانش را به ادامه درگیری های خیابانی دعوت کرد.

۱-۴- پایان خطبه اول

رهبر انقلاب که خطبه را با لزوم توجه به خدا و آرامش روحی در شدائد روحی و اجتماعی آغاز کرده بودند، با لزوم صبر و بردباری به پایان رساندند و حسن ختام خطبه اول را آیه ی والعصر قرار دادند، و العصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.

۲- خطبه دوم

رهبر انقلاب در ابتدای خطبه دوم و پس از دعای مرسوم، بدون هیچ مقدمه ای به بحث انتخابات ریاست جمهوری پرداختند و در همان ابتدا بیان فرمودند خطاب وی به سه دسته خواهد بود؛ «یک مطلب خطاب به عموم ملت عزیزمان در هر نقطه‏ای از کشور که هستند، میخواهم عرض بکنم. یک مطلب را خطاب به نخبگان سیاسی، نامزدهای ریاست جمهوری، فعالان و دست‏اندرکاران قضایای انتخابات میخواهم عرض بکنم. یک مطلب هم خطاب به سران استکبار، بعضی از دولتهای غربی و سردمداران رسانه‏هائی که آنها اداره میکنند، خواهم گفت».

۲-۱- خطاب به ملت

رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم ایران، حضور آنها در پای صندوق های رای را «نمایش عظیمی از روح مشارکت جوی مردم در اداره کشور» دانستند و فرمودند: «بنده دوست ندارم نسبت به مخاطبان خودم با مبالغه حرف بزنم یا تملق آنها را بگویم؛ اما در این قضیه انتخابات، خطاب به شما مردم عزیز عرض میکنم که هر چه با مبالغه صحبت بکنم، زیاد نیست؛ حتّی اگر بوی تملق هم بدهد، ایرادی ندارد. کار بزرگی کردید».

ایشان سپس به طبیعی بودن اختلاف سلیقه بین مردم اشاره فرمودند، « نسل جوان ما بخصوص نشان داد که همان شور سیاسی، همان شعور سیاسی، همان تعهد سیاسی را که ما در نسل اول انقلاب سراغ داشتیم، دارد…البته بین مردم اختلاف سلیقه هست، اختلاف رأی هست…طبیعی هم هست، لیکن یک تعهد جمعی را انسان در بین همه این آحاد، با اختلاف آراءشان، احساس میکند؛ یک تعهد جمعی برای حفظ کشورشان، برای حفظ نظامشان».

نکته دومی که رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم فرمود، لزوم هشیاری آنان در مقابل دسیسه های دشمنی بود که برای سست کردن اعتماد مردم به نظام، برنامه ریزی می کنند، معظم له می فرمایند « میخواهند اعتماد را بگیرند تا مشارکت را بگیرند، تا مشروعیت را از جمهوری اسلامی بگیرند. این، ضررش بمراتب از آتش زدن بانک و سوزاندن اتوبوس بیشتر است. این، آن چیزی است که با هیچ خسارت دیگری قابل مقایسه نیست. مردم بیایند در یک چنین حرکت عظیمی اینجور مشتاقانه حضور پیدا کنند، بعد به مردم گفته بشود که شما اشتباه کردید به نظام اعتماد کردید؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن این را میخواهد».

مساله مهم دیگری که به عنوان نکته سوم از سوی رهبر معظم انقلاب خطاب به مردم بیان شد، رقابت جناح ها و افراد معتقد به نظام در انتخابات دهم ریاست جمهوری بود، به عبارتی معظم له حتی تا ۲۹ خرداد دسته بندی های مصنوعی که از زبان ضدانقلاب خارج می شد را بی اساس می دانستند. ایشان در این مورد فرمودند: «فرض ما این بود و هست که این رقابتی که وجود دارد بین چهار نامزد انتخابات، این رقابت میان افراد و جریانهای متعلق به نظام اسلامی است.

اینی که دشمنان سعی میکنند در رسانه‏های گوناگون – که غالباً هم این رسانه‏ها مال این صهیونیستهای خبیث و رذل است – اینجور وانمود کنند که دعوا بین طرفداران نظام و مخالفان نظام است، نخیر، این جوری نبود؛ آنها غلط میکنند این حرف را میزنند؛ این واقعیت ندارد… اینها عناصر نظامند؛ اینها همه‏شان متعلق به نظامند. البته اختلاف‏نظر دارند، اختلاف برنامه دارند، در جهتگیری‏های گوناگون سیاسی با هم تفاوتهای متعددی دارند؛ اما همه‏شان مال نظامند؛ چهار نفر از عناصر نظامند… اینی که بخواهند صورت مسئله را تغییر بدهند، این صد در صد مغرضانه و خباثت آلود است. دعوا بین نظام و بیرون از نظام نیست، دعوا بین انقلاب و ضد انقلاب نیست؛ اختلاف بین عناصری در درون چهار چوب نظام است».

رهبر معظم انقلاب اشاره ای هم به مناظرات تلویزیونی داشتند، معظم له با بیان نقاط مثبت و منفی مناظرات گلایه خود از تندروی هائی که هر دو طرف مناظره( احمدی نژاد و موسوی) انجام دادند را بیان داشتند و در آخر نیز اعتراض به نتیجه انتخابات را حق کاندیداها داستند اما از مجاری قانونی، ایشان فرمودند  «اگر واقعاً شبهه‏ای هست، از راه‏های قانونی پیگیری بشود. قانون در این زمینه کامل است و هیچ اشکالی در قانون نیست. همانطور که حق دادند که نامزدها نظارت کنند، حق دادند که شکایت کنند، حق دادند که بررسی بشود. بنده از شورای محترم نگهبان خواستم که اگر مواردی خواستند صندوقها را بازشماری بکنند، با حضور نمایندگان خود نامزدها این کار را بکنند. خودشان باشند، آنجا بشمرند، ثبت کنند، امضاء کنند».

۲-۲- خطاب به احزاب و گروه ها و سیاسیون

مقام معظم رهبری پس از مردم، خطاب خود را متوجه سیاسیون کردند و ضمن لزوم هشیاری برای کسانی که در جامعه، وزنی دارند فرمودند «اگر آنها کمی افراطی‏گری کنند، دامنه این افراطی‏گری در بدنه مردم به جاهای بسیار حساس و خطرناکی خواهد رسید که گاهی خود آنها دیگر نمیتوانند آن را جمع کنند». حضرت آقا البته از این هم پیش تر رفته و بصورت شفاف فرمودند: «اگر نخبگان سیاسی بخواهند قانون را زیر پا بگذارند، یا برای اصلاح ابرو، چشم را کور کنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهایند. من به همه این آقایان، این دوستان قدیمی، این برادران توصیه میکنم بر خودتان مسلط باشید؛ سعه صدر داشته باشید؛ دستهای دشمن را ببینید؛ گرگهای گرسنه کمین‏کرده را ببینند؛ از اینها غفلت نکنید».

معظم له باز هم پایبندی به قانون را یادآور می شوند و می فرمایند  «من به این برادران عرض میکنم، به مسئولیت پیش خدای متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایای امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل‏الخطاب است؛ قانون را فصل‏الخطاب بدانید». آنگاه به مساله اردوکشی های خیابانی و اغتشاشاتی که البته هنوز شعله هایش بالانگرفته بود اشاره فرومودند: «انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همه اختلافها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوقهای رأی معلوم بشود که مردم چی میخواهند، چی نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتی آنهائی که رأی نیاوردند، اردوکشی خیابانی بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائی که رأی آورده‏اند هم، در جواب آنها، اردوکشی کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمی که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگی آنهاست، اینها چه گناهی کردند؟».

رهبر معظم انقلاب البته با لحنی متاثر، به حادثه شب ۲۵ خرداد و تهاجم برخی به خوابگاه های دانشجوئی نیز اشاره فرمودند: «انسان دلش خون میشود از بعضی از این قضایا؛ بروند توی کوی دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را – آن هم دانشجوهای مؤمن و حزب‏اللهی را، نه آن شلوغ‏کن‏ها را – مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبری هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث».

برخی از صحنه گردانان اغتشاشات تصور می کردند با اردوکشی های خیابانی می توانند نظام را وادار به عقب نشینی و نهایتا ابطال انتخابات مجبور کنند، رهبر معظم انقلاب این تصور را دور از واقعیت دانستند و فرمودند: «این تصور هم غلط است که بعضی خیال کنند با حرکات خیابانی، یک اهرم فشاری علیه نظام درست میکنند و مسئولین نظام را مجبور میکنند، وادار میکنند تا به عنوان مصلحت، زیر بار تحمیلات آنها بروند. نه، این هم غلط است».

در نهایت نیز رهبر معظم انقلاب در توصیه ای مشفقانه و پدرانه از سیاسیون خواست که دست اتحاد بسوی همدیگر دراز کنند: «من از همه این دوستان، این برادران، میخواهم بنا را بر برادری بگذارید، بنا را بر تفاهم بگذارید، قانون را رعایت کنید. راه قانون باز است. راه محبت و صفا باز است، از این راه بروید. و امیدوارم خدای متعال توفیق بدهد که همه از این راه بروند».

۲-۳- خطاب به استکبار

حضرت آیت الله خامنه ای به دست پنهان آمریکا و برخی کشورهای اروپائی در اغتشاشات یک هفته بعد از انتخابات(۲۲ خرداد تا ۲۹ خرداد ۱۳۸۸) اشاره کردند و طمع ورزی آنها براثر وجود تجمعات را یادآور شدند؛ «وقتی اعتراض بعضی از نامزدها را دیدند، ناگهان احساس کردند فرصتی برایشان پیش آمد. این فرصت را مغتنم شمردند تا بتوانند موج‌سواری کنند».

رهبر معظم انقلاب همچنین با برشمردن فهرستی از جنایات آمریکائی ها در داخل و خارج از این کشور فرمودند: «آن چیزی که در این بین از همه بدتر و زشت‌تر به چشم من آمد، این حرفهائی بود که به عنوان دلسوزی از حقوق بشر و سختگیری به مردم، از زبان این دولتمردان آمریکائی صادر شد».

کلام آخر

خطبه های رهبر معظم انقلاب با آمادگی برای شهادت به پایان رسید، اما آن کسانی که می بایست پند می گرفتند، نگرفتند و کشور را به گردنه ای خطرناک سوق دادند که اگر سیل خروشان مردم در نه دی ماه نمی بود، معلوم نبود چه سرنوشتی در انتظار ملت و انقلاب بود.

یادداشت:  الله كرم مشتاقی ؛ كارشناسی ارشد مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا

برچسب ها:

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.


dalirantangestan93@gmail.com


نام:
ایمیل:
* نظر :

آخرین اخبار
پربازدید ها
پربحث ترین عناوین